عبد الحسين نوايى

مقدمه 21

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي )

و بسيارى از مكاتيب تاريخى را نسخه برداشتم ولى هرچه پيشتر رفتم دامنهء كار را وسيعتر ديدم و متوجه شدم كه جمع اسناد آن هم از اقدم ازمنه مستلزم وقتى بسيار فراوان و دسترسى بكليه كتابخانه‌هاى داخلى و خارجى است كه با گرفتاريهاى ادارى اين جانب سازگار نمىآيد پس بهتر آن ديدم كه مكاتيب دوره تيمورى و سلاطين تركمان را در مجموعه‌اى فراهم آورده تقديم اهل فضل و ادب نمايم تا نمونه‌اى ، ولو ناقص ، بدست داده باشم زيرا اولا تاريخ اين دوره از كشور ما به علت بروز حوادث و انقلابات مكرر و متوالى از ساير ادوار مبهمتر است و بخصوص از سلاطين تركمان قراقويونلو و آق قويونلو در كتب تاريخى ما باختصار تمام ياد شده و جز تاريخ ابوبكر طهرانى بنام « تاريخ دياربكريه » كتابى ديگر مستقلا دربارهء اين دو سلسله نوشته نشده و اين كتاب هم تا آنجا كه خبر دارم از قديم الايام ناياب بوده بطوريكه مورخ متنفذى چون صاحب حبيب السير بدان دسترسى نيافته و در روزگار ما نيز يك نسخه بيشتر از آن سراغ نداريم و آن نسخه‌ايست متعلق به محمد احمد المحامى از اهل فضل كشور عراق . ثانيا در بخش دوم اين دوره ، يعنى سالهاى ما بين 807 و 907 ه . ، در مغرب ايران دولت عظيم عثمانى روز بروز ريشه‌دارتر و نيرومندتر مىشد . توضيح آنكه متعاقب هرج و مرج ناشى از حملهء تيمور و تقسيم شبه جزيره آناطولى بين حكام محلى مثل قرامانيان ، آل - اسفنديار ، و امراى آيدين و منتشا و صاروخان ، تركان در تحت حكومت خردمندانهء سلطان محمد اول معروف به چلبى توانستند پايه‌هاى متزلزل سلطنت عثمانى را از آسيب انهدام قطعى حفظ كنند . پسر سلطان محمد بنام مراد دوم توانست چه در داخل اناطولى چه در اروپا آبروى دولت مسلمان ترك را نگهدارد و حتى در اواخر عمر ، با آنكه از سلطنت كناره كرده بود سپاه عظيم متحدين اروپائى را در وارنه درهم شكست و امير مجارستان را درين محاربه بقتل آورد . فرزند مراد دوم همان است كه در تاريخ جهان بنام فاتح هوشمند و خونريز قسطنطنيه ثبت شده است . وى در سال 1453 ميلادى توانست بقدرت سياسى و مذهبى چند صد ساله سلاطين بيزانس خاتمه دهد و شهر قسطنطنيه ( كنستانتينوپل ) را كه در مدتى نزديك به يازده قرن پايگاه مسيحيت بشمار ميرفت زير پرچم اسلام آورد و كليساى سن سوفى را به مسجد اياصوفيه تبديل نمايد و بر جاى صوامع و كنائس مسيحيان ، مسجد و محراب بنا كند و اين كارى بود كه مسلمين در طى قرون متمادى نتوانسته بودند انجام دهند و حتى هارون الرشيد با همه قدرت و شوكتش از انجام آن عاجز مانده بود . فتح قسطنطنيه بقدرى از لحاظ اثرات خود در تاريخ بشر مهم است كه ختم دورهء قرون وسطى و آغاز قرون جديد قرار گرفته است و خود بزرگترين عامل ظهور دورهء رونسانس بشمار مىرود . از همين دوره است كه تحول عظيم فكرى و هنرى و علمى اروپا آغاز مىگردد .